بیست و یک ماهگی و یک خداحافظی...
خداحافظ ای یار دیرین من خداحافظ ای ... من در آخرین روز از بیست و یک ماهگیم با شیر مادرم خداحافظی کردم این ماه برای من اتفاقات زیادی رخ داد ،سفر های زیادی رفتم ،یک شعر دیگر یاد گرفتم و جملات زیادی میگم که بیشترشان سوالی میباشد شعر دیگری که یاد گرفتم این است : یک توپ دارم قلقلیه سرخ و سفید و ابیه میزنم زمین هوا نمیدونی تا کجا من این توپ رو نداشتم بابام بهم عیدی یک توپ قلقلیه که البته من این شعر رو با اجرای ن...
نویسنده :
مامان
23:48










